تاریخ : ، -78 فروردين ماه، -621
موضوع : سياسي و اجتماعي

آمريكا در مرداب پاكستان

قانون «تقويت مشاركت» آمريكا با پاكستان اخيرا توسط باراك اوباما امضا شد و به مرحله اجرا درآمد. اين قانون كه ميزان كمك‌هاي ايالات متحده را به كشور مصيبت‌زده پاكستان تا 3 برابر افزايش مي‌دهد، به گفته طراحانش در كنگره آمريكا، با دقت و توجه خاصي طراحي و بررسي شده است تا به شكلي آشكار حمايت گسترده واشنگتن را از اسلام‌آباد نشان دهد؛ قانوني كه طي روند تصويب آن در كنگره، مورد حمايت هر دو حزب دمكرات و جمهوريخواه، هر دو مجلس نمايندگان و سنا و مورد اتفاق نظر قاطع دولتمردان ايالات متحده قرار گرفت.


پيش از هر گونه اظهارنظري بايد گفت كه ادعاي دولت آمريكا درباره وجود اتفاق نظر قاطع درباره اين قانون، كمي عجيب به‌نظر مي‌رسد. تنها مخالف اين لايحه در كنگره، ران پاول، نماينده جمهوريخواه تگزاس و مخالف جدي اقدامات مداخله‌جويانه دولت آمريكا در سطح جهان بوده است، اما ظاهرا در «جهان اوباما‌زده» كنوني، افرادي مانند ران پاول حتي ارزش به رسميت شناخته شدن را ندارند، چه رسد به آنكه بتوان به سخنان آنها گوش داد.

در چنين جهاني، اگر قرار باشد شما فردي جدي به شمار آييد، بايد بدون اما و اگر، تمام تصورات و ذهنيات متكبرانه اكثريت طرفداران مداخله جويي آمريكا را بپذيريد. براي چنين اكثريتي ناديده گرفتن امثال ران پاول كار ساده‌اي است، اما اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا اين اكثريت مي‌خواهد به همين سياق اعتراضات و فرياد‌هاي خشم آلودي را نيز كه از پاكستان به گوش مي‌رسد، ناديده بگيرد.

رسانه‌ها و رهبران پاكستان از اينكه استقلال و حاكميت ملي كشورشان براساس قانون جديد كنگره به شكل گسترده‌اي نقض خواهد شد، از همين حالا به خشم و خروش آمده‌اند.

رسانه‌هاي پاكستاني اخيرا گزارش‌هايي را درباره انتقال جنگ افزار‌هاي بسيار پيشرفته آمريكايي به پاكستان و تحويل آنها به افرادي مشكوك و حتي نامشخص – از جمله روساي قبايل و نيز گروه‌هاي تروريستي كه در حال حاضر امنيت كشور را به خطر انداخته‌اند – منعكس كرده‌اند.

رسانه‌ها به اين موضوع سوءظن دارند كه موج گسترده كمك‌هاي ايالات متحده، با هدف ايجاد يك زير ساخت امنيتي موازي با سازمان‌هاي اطلاعاتي پاكستان به راه افتاده باشد، تشكيلاتي كه عمدتا از واشنگتن هدايت خواهد شد.

تلاش براي از اشتباه درآوردن پاكستاني‌ها در اين زمينه و زدودن چنين ذهنيت بدبينانه‌اي كار دشواري است، چرا كه در عمل نيز چنين اقدامي در حال انجام شدن است.

گسترش فضاي سفارت ايالات متحده در اسلام آباد، ابعاد و مساحت محوطه سفارت را به ابعاد غول‌آساي سفارت آمريكا در بغداد خواهد رساند. سفارت ايالات متحده در بغداد در محوطه‌اي به وسعت واتيكان واقع شده است.

براساس گزارش يك رسانه پاكستاني، واشنگتن درنظر دارد تا يك ميليارد دلار براي گسترش سفارت خود در اسلام آباد هزينه كند. از اين رقم 405 ميليون دلار صرف بازسازي و مرمت ساختمان اصلي سفارت خواهد شد؛ 110ميليون دلار، هزينه ساخت يك مجتمع جديد براي اسكان 330كارمند سفارت خواهد بود و 197 ميليون دلار نيز براي ساخت 250 واحد مسكوني در زميني به مساحت 18 آكر (هر آكر معادل 4047 متر مربع) در نظر گرفته شده است.

در سايه چنين برنامه‌هاي پرهزينه‌اي كه كاملا به چشم مي‌آيند، طرح‌هاي ديگري نيز به شكلي بي‌سر و صدا پيگيري مي‌شوند، از جمله تشكيل واحد‌هايي از كماندوهاي نيروي ويژه كه هدف آن ظاهرا حفاظت از ساختمان سفارت آمريكا در اسلام آباد و نيز حفظ ساير منافع آمريكا در پاكستان است. تاكنون واشنگتن در برخورد با دولت پاكستان مانند بند بازي عمل كرده كه از روي آتش عبور مي‌كند.

آمريكا براي حمله به آنچه اهداف تروريستي عنوان مي‌شود، از قدرت آتش پرنده‌هاي بدون سرنشين خود استفاده مي‌كند؛ اقدامي كه خسارات جانبي بسياري از جمله كشته شدن غيرنظاميان را در پي دارد.

روابط ايالات متحده و پاكستان اخيرا تحت‌تأثير سوء ظن فزاينده دو طرف نسبت به يكديگر قرار گرفته و حمله اخير پليس پاكستان به تاسيسات دين كورپ و اينتر، ريسك، تنش موجود را در روابط دو كشور به حد بالايي رسانده است. از آن جا كه آمريكا نمي‌تواند آشكارا خاك پاكستان را اشغال كند، از هر بهانه‌اي براي ايجاد يك ارتش خصوصي – متشكل از پيمان كاران امنيتي – در اين كشور استفاده مي‌كند؛ اقدامي كه موجب سرازير شدن سيل پول و اسلحه به جنوب آسيا شده است.

در واقع آمريكا تحت عنوان كمك به دولت پاكستان، در حال اشغال خاك اين كشور است. ارائه كمك‌هاي توسعه اقتصادي (شامل پرداخت حق و حساب به جنگ سالاران محلي و مقامات دولتي) همراه با شرايط خاصي است.


ادامه مطلب



برنامه «تقويت مشاركت» با پاكستان به معناي لزوم سرنگوني دولت‌هاي محلي و كنار زدن نيروهاي امنيتي پاكستان و جايگزين كردن آنها با يك ساختار جديد طراحي و هدايت شده از سوي آمريكاست، چنين ساختاري مي‌تواند درصورت لزوم حتي سرآغازي براي اشغال نظامي آشكار اين كشور باشد.

حاصل اشغال نظامي افغانستان براي واشنگتن تنها راندن طالبان و طرفداران آنها به داخل خاك پاكستان بوده است و براي حل و فصل چنين اوضاع درهم‌ريخته و نابساماني در مناطق مرزي دو كشور، آمريكا از كابل راهي اسلام آباد مي‌شود، در حالي كه دولت منتخب اين كشور بيش از پيش اعتبار و اقتدار خود را در مقابل چشم مردمش از دست مي‌دهد.

به اين شكل، تنش ناشي از حضور و ردپاي سنگين آمريكا در پاكستان براي رفع مشكل و تبعات بعدي آن، بيش از پيش شرايط را دشوار مي‌كند – روند سرپا نگه داشتن دولت پاكستان به‌طور نامحدود، تا هنگامي كه دولت اسلام آباد در پي كاهش اقبال مردم سقوط كند و شورشيان بتوانند افكار عمومي را به سوي خود جلب كنند، ادامه دارد – و به اين ترتيب مقدمات اوليه براي حضور نظامي ايالات متحده در پاكستان و اشغال نظامي اين كشور فراهم مي‌شود.

اين ذهنيت كه آمريكا مي‌تواند بي‌سر و صدا و به شكلي پنهان در امور پاكستان دخالت كند – آن قدر توأم با ظرافت كه با دولت اين كشور و عناصر ملي‌گرا در ارتش و در ميان مردم، روبه‌رو نشود – تصوري خام و ابلهانه است كه بايد به سرعت آن را از ذهن پاك كند.

طي اين سال‌ها چه سرمايه هنگفتي را به چاه بي‌انتهاي پاكستان ريخته‌اند و حاصل اين ريخت و پاش سخاوتمندانه براي آمريكا چه بوده است؟ نتيجه اقدامات آمريكا چون بومرنگي به سوي خودش برمي‌گردد، نيات به ظاهر خيرخواهانه آمريكا را نقش بر آب مي‌كند و ناتواني و ضعف آشكار آن را در منطقه‌اي در آن سوي جهان، آشكار مي‌سازد.

راه مبارزه با القاعده و متحدانش، تقويت «دفاع ملي واقعي» آمريكاست. آمريكا به جاي آنكه به‌دنبال به‌اصطلاح پناهگاه‌هاي امن تروريست‌ها در آن سوي جهان باشد، بهتر است به پاسداري از قلمروي خودش، به همان جديت و گستردگي حضورش در افغانستان و پاكستان بپردازد.

بازداشت يك بمبگذار انتحاري در اسلام آباد، مانع از سوار شدن يك بمبگذار انتحاري ديگر به هواپيمايي در فرودگاه كندي نيويورك نمي‌شود. در حال حاضر آمريكا در عمل مشغول محافظت از كلاهك‌هاي هسته‌اي پاكستان شده، در حالي كه براساس گزارش‌هاي جديد، تاسيسات هسته‌اي غرب از ايمني لازم برخوردار نيستند. بنادر ايالات متحده در واقع بدون محافظت رها شده‌اند و هرروز ميليون‌ها تن كالا و محموله به اين بنادر وارد مي‌شود بدون آنكه بخش عمده آنها مورد بازرسي امنيتي قرار بگيرد.

آمريكا براي آنكه مانع از ورود سيل آساي جنگجويان طالبان از پاكستان به افغانستان شود، ميلياردها دلار صرف انسداد مرزهاي دو كشور مي‌كند، در حالي كه مرزهاي خود ايالات متحده به شكلي نگران‌كننده نفوذپذير است و القاعده را ترغيب مي‌كند كه با عبور دادن تروريست‌هاي خود از اين مرزها، حملاتي را براي كشتار وسيع مردم در خاك آمريكا طراحي و اجرا كند.

اقدامات آمريكا در جبهه افغانستان – پاكستان، صرفا موجب جذب شدن نيروهاي جديد و تازه نفس به سازمان القاعده شده است؛ نيروهايي كه ممكن است بتوانند راهي آمريكا و ديگر كشورهاي غرب شوند و در آن جا موقعيت مناسب را براي طراحي و انجام حملات تروريستي بيابند.

احتمالا رهبران سياسي پاكستان با هدف رضايت افكار عمومي مردم اين كشور، نمايشي را از انتقادات و حملات عليه افزايش 3 برابري كمك‌هاي آمريكا به اسلام آباد به راه خواهند انداخت، اما در نهايت آنها اين كمك‌هاي سخاوتمندانه را خواهند پذيرفت، چه اين لقمه چرب‌تر از آن است كه بتوان از آن چشم پوشيد.

اما اين سخاوتمندي نتيجه‌اي دقيقا عكس آنچه كه دنبال مي‌كنند، در بر خواهد داشت و موجب مي‌شود كه آنچه در حال حاضر بحران پاكستان خوانده مي‌شود – بحراني كه آمريكا تا حد زيادي در به‌وجود آوردن آن نقش داشته – در نهايت تبديل به فاجعه پاكستان شود و اين داستان ديپلماسي خارجي ايالات متحده در جهان پس از 11 سپتامبر است، يك ديپلماسي سرشار از سوء تدبير، تصوراتي نابجا و اشتباه و تبعاتي فاجعه بار كه غرور بي‌جا و منحصر به‌فرد آمريكايي‌ها به آتش آن دامن مي‌زند.




منبع این مقاله : :کانون فرهنگی مسجد الرضا ( ع )
آدرس این مطلب : http://masjedemamreza.com//1494-/